خدایا!! عاشقان را غم مده شکرانه اش با من

                                                     

           

                

   

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم دی ۱۳۸۳ساعت 6:1  توسط sara | 

تصاویر متحرک ولادت حضرت علی

میلاد امام علی(ع)آغازگر اشاعه عدالت و مردانگی و معرف

والاترین الگوی شهامت و دیانت، بر عاشقانش مبارک باد . . .

 

 

عکس نوشته میلاد حضرت علی و روز پدر

 

حجت حق، از حریم حق، به امر حق عیان شد

روشن از نور رخش، ارض و سما، کون و مکان شد

خانه زاد حق ولادت یافت اندر خانه ی حق

حق به مرکز جا گرفت، باطل گریزان از میان شد . . .

عکس نوشته متحرک ولادت حضرت علی

 

زد عشق تو خیمه در دل ما / حل شد زتو جمله مشکل ما

با مهر علی و آل بسرشت /از روز ازل خدا دل ما

عکس نوشته ولادت حضرت علی

 

میلاد مظهر علم و عزت و عدالت و سخاوت و شجاعت، اسد الله الغالب،

علی بن ابیطالب،

مبارک باد . . .

عکس نوشته متحرک لادت حضرت علی

 

ولادت باسعادت مولای عاشقان، امیر مؤمنان، علی علیه السلام، مبارک باد . . .

عکس نوشته متحرک میلاد حضرت علی

 

ای تو کعبه را نگین، یا امیر المؤمنین

ای تو خلقت را پدر، وی خلائق را امین

کن نظر از روی لطف، به تمام پدران

روز سیزده رجب، ای امیر مؤمنان

عکس نوشته متحرک تولد حضرت علی

 

ناگهان یک صبح زیبا آسمان گل کرده بود / خاک تا هفت آسمان، بغض تغزل کرده بود

حتم دارم در شب میلادت، ای غوغاترین / حضرت حق نیز در کارش تأمل کرده بود

هر فرشته، تا بیایی، ای معمایی ترین / بال های خویش را دست توسل کرده بود

عکسهای نوشته شده ولادت حضرت علی

 

زیباترین ولادت: تنها کسی که در داخل خانه خدا بدنیا آمد، اوست.

زیباترین نام: بنا بر روایات متعدد، نام علی مشتق از نام خداست.

زیباترین معلم: علی تربیت شده دست پیامبر (ص) بود.

زیباترین سخنان: به تعبیر بسیاری از بزرگان، نهج البلاغه برادر قرآن کریم است

عکس نوشته های ولادت حضرت علی

ولادت مولی الموحدین امیرالمومنین حیدر کرار شیر خدا مولود کعبه وفرا رسیدن روز پدر را خدمت شما  تبریک و تهنیت عرض میکنم .

عکس نوشته های ولادت حضرت علی

مکه پر شور و شعف ، کعبه می گیرد شرف

قبله را قبله نما ، آمده میر نجف

میلاد مظهر علم و عزت و عدالت و سخاوت و شجاعت، اسد الله الغالب، علی بن ابیطالب، مبارک باد.

عکس نوشته های ولادت حضرت علی

ولادت باسعادت مولای عاشقان، امیر مؤمنان، علی علیه السلام، مبارک باد.

عکس نوشته های ولادت حضرت علی

هر کس که شود داخل حصن حیدر / ایمن بود از عذاب روز محشر

جز مهر علی و آل چیزی نبود / سرمایه ی طوبا و بهشت و کوثر

عکس نوشته های ولادت حضرت علی

ذکر من، تسبیح من، ورد زبان من علی است

جان من، جانان من، روح و روان من علی است

تا علی (ع) دارم ندارم کار با غیر علی

شکر لله حاصل عمر گران من علی است . . .

عکس نوشته های میلاد حضرت علی

عکس نوشته ولادت حضرت علی

تصاویر متحرک ولادت حضرت علی

عکسهای متحرک میلاد حضرت علی

عکس نوشته میلاد حضرت علی و روز پدر

ولادت حضرت علی علیه السلام و روز پدر بر تمامی پدران عزیز مبارک باد.

علی آن شیر خدا شاه عرب
الفتی داشته با این دل شب

شب ز اسرار علی آگاه است
دل شب محرم سر الله است

شب شنفته ست مناجات علی
جوشش چشمه‌ی عشق ازلی

قلعه بانی که به قصر افلاک
سر دهد ناله‌ی زندانیِ خاک

اشکباری که چو شمع بیدار
می‌فشاند زر و می گرید زار

دردمندی که چو لب بگشاید
در و دیوار به زنهار آید

کلماتی چو دُر آویزه‌ی گوش
مسجد کوفه هنوزش مدهوش

فجر تا سینه‌ی آفاق شکافت
چشم بیدار علی خفته نیافت

ناشناسی که به تاریکی شب
می‌برد شام یتیمان عرب

پادشاهی که به شب برقع پوش
می‌کشد بار گدایان بر دوش

تا نشد پردگی آن سر جلی
نشد افشا که علی بود علی

شاهبازی که به بال و پر راز
می‌کند در ابدیت پرواز

عشقبازی که هم آغوش خطر
خُفت در خوابگه پیغمبر

آن دم صبح قیامت تاثیر
حلقه‌ی در شد از او دامنگیر

دست در دامن مولا زد در
که علی بگذر و از ما مگذر

شال شه وا شد و دامن به گرو
زینب‌اش دست به دامان که مرو

شال می‌بست و ندایی مبهم
که کمربند شهادت محکم

پیشوایی که ز شوق دیدار
می‌کند قاتل خود را بیدار

ماه محراب عبودیت حق
سر به محراب عبادت منشق

می‌زند پس لب او کاسه‌ی شیر
می‌کند چشم اشارت به اسیر

چه اسیری که همان قاتل اوست
تو خدایی مگر ای دشمن دوست

شبروان مست ولای تو علی
جان عالم به فدای تو علی

در جهانی همه شور و همه شر
ها عَلِیٌ بَشَرٌ کَیفَ بَشَر

+ نوشته شده در  جمعه یازدهم اردیبهشت ۱۳۹۴ساعت 14:51  توسط sara | 
w535
 
چند وقت پیش ﯾﻜﯽ ﺍﺯ ﺑﯿﺖ ﺍﻟﻤﺎﻝ ﺳﻪ ﻫﺰﺍﺭ میلیارد ناقابل برداشت..
 
و اون یکی دوازده هزار ﻣﯿﻠﯿﺎﺭﺩ تومن.. ﮔﺮﻓتن ﻭ ﺭفتن..
 
و ﺩﯾﮕﻪ ﺑﺮنگشتن! والان یکی دیگه 94هزارمیلیارد..
 
سی ﺳﺎﻝ ﭘﯿﺶ ﭘﺸﺖ ﻣﯿﺪﺍﻥ ﻣﯿﻦ، ﭼﻨﺪ ﻧﻔﺮ میخواستن با جونشون
 
ﻣﻌﺒﺮ ﺑﺎﺯ ﻛنن یکیشون ﭼﻨﺪ ﻗﺪﻡ ﻛﻪ ﺭﻓﺖ ﺑﺮﮔﺸﺖ
 
همه فکر کردن ترسیده ! ﭘﻮﺗﯿﻦ ﻫﺎﺵ ﺭﻭ ﺩﺍﺩ ﻭ ﮔﻔﺖ:
 
"ﺗﺎﺯﻩ ﺍﺯ ﺗﺪﺍﺭﻛﺎﺕ ﮔﺮﻓﺘﻢ، ﺑﯿﺖ ﺍﻟﻤﺎﻟﻪ" ﭘﺎﺑﺮﻫﻨﻪ ﺭﻓﺖ ﻭ ﺩﯾﮕﻪ ﺑﺮﻧﮕﺸﺖ...
+ نوشته شده در  سه شنبه یکم اردیبهشت ۱۳۹۴ساعت 8:49  توسط sara | 
1.jpg

+ نوشته شده در  دوشنبه سی و یکم فروردین ۱۳۹۴ساعت 8:42  توسط sara | 

 
جشن میلاد مولامبــــــارک بــــاد

عیان به کعبه شد آن پای تا به سر اعجاز
واژه ها هنوز هم مشغول اند خورشید مثل کسی که گویی همه چیز را می داند، دستانش را زیر گونه های خود گذاشته بود و به کعبه می نگریست. حالا او می دانست اگر آن اتفاق استثنایی بیفتد، دیگر کسی خورشید بودن او را باور نمی کند. او اینک فاطمه را می دید که باردارِ خورشیدی به نام علی بود. با به دنیا آمدن او، دیگر بعید بود آسمانی ها در وصف خورشید از او سخن بگویند، با این همه او هم مانند بقیه آسمانی ها، منتظر و شادمان بود. علی که آمد، خیلی ها سر بالا گرفتند، مثل «رجب» که حالا دیگر میان ماه ها سری پیدا کرده بود. بعد از آن نوبت واژه ها رسید، بسیج شدند و هر چه از دستشان برمی آمد، کردند، کم هم نگذاشتند؛ تمام آن چه می توانستند بگویند یا بسرایند گفتند و سرودند، اما باز سال های سال تا توصیف کامل علی، وقت می خواستند. واژه ها هنوز هم مشغول اند، اما به این اطمینان قلبی رسیده اند که این مهم کار آن ها نیست، علی فراتر از توان همه آن هاست.

در حریم کعبه شاه انس و جان آمد پدید  آنچه مقصود دو عالم بود، آن آمد پدید  کعبه خود قلب جهان است و ز غیب ذات خویش  سرّ غیب الغیب در قلب جهان آمد پدید  پیش از آن کاید فرود «ایّاک نعبد، نستعین»  از درون کعبه وجه مستعان آمد پدید    
در کعبه بزاد آن جهاندار         آن جفت بتول و شیر کرّار  در کعبه کسی چو او نزاده         این منزلتش خدای داده  
کسی را میسّر نشد این سعادت    به کعبه ولادت، به مسجد شهادت
در کعبه شد پدید و به محراب شد شهید     نازم به حسن مطلع و حسن ختام او  
 
گرد حریم قدس، چنان روزهای پیش  جمعی بدند یکسره در گفت و در شنید  آنجا زنی که جان جهانی نهفته داشت  از التهاب شوق نیارست آرمید  زیرا که روی دامن آن گلبن عفاف  می خواست تازه غنچه توحید بشکفید  برد التجا به کعبه، که ای آستان پاک  یارم چگونه از نظر مردمان رهید؟  دیوار کعبه کرد دهان با خروش باز  کاین خانه جای توست که آری گهر پدید  پا هشت در درون سرایی که غیر او  دست کسی به ساحت پاکش نمی رسید  شد در درون کعبه و دیوار شد به هم  چونان که بُد نخست به ستواریِ حدید  وا شد ز طاق عرش کلاف سفید نور  تابید روی کعبه چنان هاله ای سپید  بالید کعبه از شرف و بانگ تهنیت  از ساکنان عرش به گوش جهان رسید  دیوار کعبه بدرقه را، کرد سینه باز  چونان صدف که گوهر خود را کند پدید  مادر برون شد از حرم و کودکش به بر  وز این شکفت حادثه، حیرت لبان گزید 
 
امشب علی علیه السلام می آید ساقه های نیلوفری از پایه های عرش بالا رفته و سریر ولایت را به عطر وجودی خود آراسته اند، تا او بیاید و بر تکیه گاه پوشیده از رازقی آن تکیه زند. درون کعبه چه غوغایی است امروز! ملائک، بال در بالْ گستره آسمان ها را پوشانیده اند و جبرائیل و میکائیل و اسرافیل حلقه خانه کعبه شدند تا پر به نور وجود او بسایند! طنین نام او هلهله شادی ملائک است. جام های افلاکیِ عاشقان به سوی او می آیند و گیسوان سیاه شبْ به یُمن وجود او گل خنده های نقره ای را در میان آبشار آسمانی اش تقسیم می کند؛ چرا که امشب علی علیه السلام می آید!... در حریم کعبه نور آفتاب افتاده است  یا فروغی از جمال بوتراب افتاده است؟  خانه زاد حقّ که در اثبات حقّانیتش  مدّعا واللّه اعلم بالصّواب افتاده است   امروز کعبه را شرف و مرتبت فزود  کانجا بزرگ آیت دادار، رخ نمود  زین پیشتر نداشت چنین حرمتی حرم  شد مولد علی و از آن حرمتش فزود  مهر علی است هادی حق دوستان پاک  بر کعبه می برند اگر روز و شب سجود 
 
دیوار کعبه کرده دهن باز و عالمی  در انتظار حادثه ای غیر باور است  امروز کعبه فخر به هفت آسمان کند  امروز قدر زمزم، افزون ز کوثر است  بر گِرد کعبه گشته به پا شور و هلهله  در بسته است ودیده خلقی برآن در است  بنت اسد ز کعبه خرامد برون چو شیر  شیر افکنی به دامن آن شیر پرور است  نوزاد کعبه صاحب اورنگِ «انّما»ست  بر آسمان عدل و شرف مهر انور است  دست علی گلی به سر کعبه زد کز او  بابش ز هشت باب جنان جانفزاتر است  نوزاد کعبه در شب معراج با رسول  همراز و همکلام و هم آواز و هم براست 
تا سيـد عشق ديده در کعبه گشود خورشيدبه مهر روی او سجده نمود از عـرش بلنـد هـاتفـی داد نـدا اعجاز بزرگ خلقت است اين مولو
 
 بهار جاودانی چلچله ها به تمنّای پاسخ او، آمدن بهار را نوید می دهند. او که مهربانی را نثار عالمیان می کند و لاله ها در دشت دلدادگی از عشق او شور زندگی می گیرند. او که در کوچه باغ باورمان ماندنی و جاویدان است. او که قوهای سپیدبال آرام دریایی، صبحشان را با نام او آغاز می کنند. او که آفاق پرواز همه پرندگان مهاجر است. او که تجلّیِ هستی و مظهر ایمان است. او که شهر دلمان همراه با نفس پاک او نفس می کشد و نبض هستی اش به تپش می افتد. او که دنیا از برای جلوه تمام وجودش کوچک بود و هست. او که پایان شام انتظارمان و صبح صادق شام تارمان بود. آری، علی بهار جاودانی سال های زندگیِ همه ما انسان هاست.
از امر حق به خانه حق شد ولادتت  تا حق شود ز جلوه تو جلوه گر، علی!  از یمن مقدم تو حرم گشت محترم  ای داده از تو نخل ولایت ثمر، علی  تا آنکه یادبود تو ماند به یادگار  بهر توگشت معجز شقّ القمر، علی  شرط قبول حجّ و طواف حرم تویی  سعی و صفا و رکن و منا و حجر، علی 
آرامشم را با تو می یابم علی جان، پنجره دلم را به روی صحن وجود آسمانی ات می گشایم و خویش را اسیر کمند شوق آفرین عشقت می کنم، ای هم زبانِ بهترین دقایق حیات، با تو سخن آغاز می کنم که پیاله حیاتم را، ساقی بزم شورانگیز خیال تو لبریز ساخته، و خاکستر وجودم را آتش عشق تو بر باد داده است. علی جان، درخشش طلیعه با شکوه وجود تو از پشت کوهسار چشمان همیشه مشتاق ما، شکوفایی گل های آفرینش را برایمان به ارمغان می آورد، آن گاه که نم نم باران لطیف مهر تو بر صفحه دلمان جاری می شود. نسیم مهرورزی با تو، در آسمان قلبمان وزشی آرام از سر می گیرد و عطر دل انگیز کوچه باغ های آرام اندیشه مطهّرت را به ما هدیه می کند. علی جان، در کلاس مهر تو، گل های سرخ باغ دل بستگی شکوفا می شود و عطر بنفش سادگی و خلوصت، هم دم نفس های زندگی، به روح پرتلاطم انسانی ات آرامش می بخشد.  
 نازد به خودش خدا که حیدر دارد دریای فضائلی مطهر دارد همتای علی نخواهد آمد والله صد با اگر کعبه ترک بردارد
علی کیست؟ در نسل ابراهیم خلیل ریشه داشت. در خانه کعبه زاده شد؛ فضیلتی که نه پیش و نه پس از او، کسی در آن شریک نبود. در دامن نبوت رشد کرد. نخستین مسلمان شد؛ اولین مردی که به رسالت ایمان آورد. در روزهای سخت و پرآشوب، یاور اسلام گشت. سایه ساری بود آرامش بخش، همراهی استوار و هم یاری فداکار. لیلة المبیت را او آفرید؛ در شب هجوم مشرکان برای قتل پیامبر در بستر ایشان آرمید. علی علیه السلام در بدر، ذوالفقار حماسه آفرین بود؛ در احد، سپر ستم زدا و در خندق، تمامی اسلام که در برابر تمامی کفر ایستاد. علی از اهل بیت بود؛ همانان که از رِجس و شرک دور بودند و از تطهیر شدگان شمرده می شدند. علی علیه السلام کسی است که خداوند درباره اش گفته است: «پیشوا و ولی شما، تنها خداست و پیامبر او و آنان که ایمان آوردند؛ همان ها که نماز را بر پا می دارند و در حال رکوع زکات می دهند.» علی علیه السلام تفسیر این همه فضیلت است؛ مردی که فقط یک بار در تاریخ هستی ظهور کرد
 
امشب شب ولادت مولای ما علی است سلطان دين و دل، شه ارض و سماء علی است
با گوش دل شنو که به يمن قدوم او تسبيح اهل هر دو جهان ذکر يا علی است
 
دريای علم و معرفت و عشق و بندگی سرچشمه کرامت بی منتها علی است
سالار صحنه های نبرد و امير حق . آموزگار واقعهء نينوا علی است
ای آنکه دل شکسته ای از جور روزگار بر هر بلا و رنج و مصيبت دوا علی است زين در کجا روی که نيابی به هيچ روی بهتر از آن سرای که صاحب سرا علی است دست نيازت ار ز سر صدق شد بلند آن کس که بی دريغ نمايد روا علی است ای مدعی تو غره به طاعات خويش و من دارم اميد آنکه شفيع همه علی است
 
و همچنان «روز پدر» را به تمام پدر ها، بالخصوص پدر عزیز خودم تبریک عرض میکنم. پدر جان، باش و با بودنت باعث بودن من باش خدایا! تورا به مولود کعبه به آبروی امام زمان(عج) پدرم را شفا عنایت فرما!!!  خدایا! کمکم کن تا بتوانم صادقانه به پدر و مادر عزیزم خدمت کنم و باعث سر افرازی و افتخارخانواده ام باشم. التماس دعا!!!
 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم فروردین ۱۳۹۴ساعت 14:31  توسط sara | 

یکسال است که دلتنگی های غروب را با بودن در کنار مزارش، سپری می کنیم


و در نهایت ناباوری، باورمان شده که او دیگر نیست، دیگر نمی آید


و دیگر نباید منتظرش باشیم، دیگر آن شمع فروزان را نمی بینیم


ولی طنین صدای دلنشینش همچنان در گوش ما


و مهربانیش در قلب ما و زیبایی چهره اش در یاد ماست.

+ نوشته شده در  جمعه پانزدهم اسفند ۱۳۹۳ساعت 14:38  توسط sara | 
 
+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم بهمن ۱۳۹۳ساعت 10:57  توسط sara | 
+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم بهمن ۱۳۹۳ساعت 10:17  توسط sara | 
گاهگاهی که دلم میگیرد به خودم می گویم در دیاری که پر از دیوارست به کجا باید رفت؟!
 
به که باید پیوست؟! به که باید دل بست؟! حس تنهایی درونم گوید: بشکن دیواری ،
 
که درونت داری! چه سوالی داری؟! تو خدا را داری و خدا اول و آخر با توست....

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم بهمن ۱۳۹۳ساعت 11:22  توسط sara | 

ﻣﺎﺩﺭﻡ ﮐﺎﻡ ﻣﺮﺍ ﺑﺎ ﺗﺮﺑﺘﺖ ﺁﻏﺎﺯ ﮐﺮﺩ .. ﺍﻭّﻟﺶ ﯾﮏ ﯾﺎ ﺣﺴﯿﻦ ﮔﻔﺖ ﻭ ﺳﺮﻡ ﺭﺍ ﻧﺎﺯ ﮐﺮﺩ ..

w535
+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم بهمن ۱۳۹۳ساعت 11:4  توسط sara | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
ماشین به راه افتاد
حس می کنم اما
چیزی از من به جا مانده
بر روی سینه می‌نهم آهسته دستم را
جای دلم خالی!

نوشته های پیشین
اردیبهشت ۱۳۹۴
فروردین ۱۳۹۴
اسفند ۱۳۹۳
بهمن ۱۳۹۳
دی ۱۳۹۳
آذر ۱۳۹۳
آبان ۱۳۹۳
مهر ۱۳۹۳
شهریور ۱۳۹۳
مرداد ۱۳۹۳
تیر ۱۳۹۳
خرداد ۱۳۹۳
اردیبهشت ۱۳۹۳
فروردین ۱۳۹۳
اسفند ۱۳۹۲
بهمن ۱۳۹۲
دی ۱۳۹۲
آذر ۱۳۹۲
آبان ۱۳۹۲
مهر ۱۳۹۲
شهریور ۱۳۹۲
مرداد ۱۳۹۲
تیر ۱۳۹۲
خرداد ۱۳۹۲
اردیبهشت ۱۳۹۲
فروردین ۱۳۹۲
اسفند ۱۳۹۱
بهمن ۱۳۹۱
دی ۱۳۹۱
آذر ۱۳۹۱
آبان ۱۳۹۱
مهر ۱۳۹۱
شهریور ۱۳۹۱
مرداد ۱۳۹۱
تیر ۱۳۹۱
خرداد ۱۳۹۱
آرشيو
پیوندها
عشق
تولد مبارک
قاصدک عشق
قصه عشق
مرگ در تنهايي
نگهبان سکوت
کارت پستال درخواستی
میلاد عزیزم
شمس تبریزی
آسمونی
سارا
آرامش
ماه بنی هاشم
ط ر ا ح ا ن
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

.

.

.