خدایا!! عاشقان را غم مده شکرانه اش با من

                                                     

           

                

   

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم دی 1383ساعت 6:1  توسط sara | 

خورشید شکفته درغدیراست   علی


باران بهاردرکویراست علی


برمسند عاشقی شهی بی همتاست


برملک محمدی امیراست  علی



+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم مهر 1393ساعت 15:53  توسط sara | 

76345705103629583174.jpg

+ نوشته شده در  چهارشنبه نوزدهم شهریور 1393ساعت 12:47  توسط sara | 

+ نوشته شده در  چهارشنبه نوزدهم شهریور 1393ساعت 12:11  توسط sara | 
  

به هوای دلم، به رضای توام

تو رضای منی، به هوای توام

دل غم زده ام، پیِ مشهد تو

به امید تو و به وفای توام

 

v**************

تویی غریب خراسان و من غریب جهان

بخواه تا دو غریبه شبی بهم برسند

 

v**************

فرحله نوب دییَروخ  اهل عالمه بو سوزی

رضا رضایتی دور بیزلرین رضاسی آقا!

کیمین جهاندا ایمامِ رضاسی واردی دئسون:

فقط بیزه یازیلوب آللهین قضاسی آقا!         

 

v**************

با نام رضا صفا به دل ها شده است

با یاد رضا بهشت برپا شده است

 

v**************

«نم نم باران، موج دريای بی‌كران، شاه خراسان، ساحل نجات»

 

v**************

تا خیمه ی عشق دوست برپا کردی

سلطان کرم شدی و غوغا کردی

نازت به تو خلق، کابروی خود را

آبشخور آهوان صحرا کردی

 

v**************

خیالیمین گوشی سلطان طوسین عشقینده

گئجه گونوز اوچوری تا وصالینه چاتسون

 

v**************

به غربت دل های عاشقان قسم

که تو مرهمی

مرهم شقایق ها و دل های تنگ

یاد تو بر دل های عاشقان، بر غربت پاییز و آواز چلچله ها آشناست

یا امام رضا

 

v**************

گوزون آیدین خانیم زهرا، کی دونیایه رضا گلدی

اولوبدور ضامن آهو، صفا گلدی، سخا گلدی

 

v**************

عجیب نیست که با یاد طوس، باران ها...

گرفته اند به بازی دو چشم خیس ام را

 

+ نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم شهریور 1393ساعت 7:34  توسط sara | 
46525ce4c9d7268e6b512eb668d8c372-425
 
نگاه میکردم از پشت سرش موقعی که یار میرفت
 
یک دفعه هم گفتم نگاه میکند موقع رفتن
 
آن ظالم یک دفعه هم نگاه نکرد
 
نمیدانست موقع رفتن قلبم می سوزد
 
بعد از تو عشق را میخواهم برای چه
 
عشقت را بگیر موقع رفتن با خود ببر
 
یار یار گفتن عشق نگار است
 
به یارش ناز می فروشد موقع رفتن
 
ناز نفروخت هیچ قلبم را آتش زد
 
کینهء قلبش را باید می انداخت موقع رفتن
 
عصیان را دیدم ازایل خجالت کشیدم
 
فریاد ایل بودم باید میسوخت موقع رفتن
 
سوختم تا آنجائی که باید میسوختم پروردگارا
 
قلب شکسته را باید موقع رفتن میفهمید
 
+ نوشته شده در  شنبه هجدهم مرداد 1393ساعت 9:28  توسط sara | 
b8ca935fd50866f47d64af12f74eae82-425
+ نوشته شده در  جمعه هفدهم مرداد 1393ساعت 9:33  توسط sara | 

a9655ed850f0dd80ce0cdc6657fd62b8-425

+ نوشته شده در  جمعه هفدهم مرداد 1393ساعت 9:23  توسط sara | 

c0b129cb98a71ad0c43270d2ab4c390d.jpg

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه شانزدهم مرداد 1393ساعت 18:9  توسط sara | 
56943706142859434662.jpg
+ نوشته شده در  پنجشنبه شانزدهم مرداد 1393ساعت 9:22  توسط sara |